خلاصه و ردهبندی سنی
12+
یکی از مردان خردمند، امیر ختن را طاقی حریر هدیه داد. امیر از شادی بسیار خندان شد و دست مرد را بوسید و گفت که تشریف او خوب است، اما خرقه خودش بهتر است. او توصیه کرد که اگر آزادهای هستی، روی زمین بخواب و برای قالی زمین بوس کسی را نده.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم برای کودکان زیر 12 سال ممکن است پیچیده و نامفهوم باشد.
حکایت - یکی را ز مردان روشن ضمیر
یکی را ز مردان روشن ضمیر
امیر ختن داد طاقی حریر ۱
ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت
نپوشید و دستش ببوسید و گفت: ۲
چه خوب است تشریف میر ختن
وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن ۳
گر آزادهای بر زمین خسب و بس
مکن بهر قالی زمین بوس کس ۴
امیر ختن داد طاقی حریر ۱
ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت
نپوشید و دستش ببوسید و گفت: ۲
چه خوب است تشریف میر ختن
وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن ۳
گر آزادهای بر زمین خسب و بس
مکن بهر قالی زمین بوس کس ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت در عزت قناعت
گوهر بعدی:حکایت - یکی نان خورش جز پیازی نداشت
نظرها و حاشیه ها
۱
سلام
من معنی این شعر زیبا رو میخواستم اگر میشه بگذارید