خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره فردی است که نیشکر دارد و به دنبال مشتری میگردد. او به یک صاحب دل پیشنهاد میدهد که نیشکر را بگیرد و در صورت رضایت، پول بدهد. صاحب دل پاسخ میدهد که شکر در نیشکر بدون تقاضای تلخ از پیش، حلاوتی ندارد. این متن به مفهوم صبر و ارزش واقعی چیزها اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره و زبان شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
حکایت در عزت قناعت
یکی نیشکر داشت در طیفری
چپ و راست گردیده بر مشتری ۱
به صاحبدلی گفت در کنج ده
که بستان و چون دست یابی بده ۲
بگفت آن خردمند زیبا سرشت
جوابی که بر دیده باید نبشت ۳
تو را صبر بر من نباشد مگر
ولیکن مرا باشد از نیشکر ۴
حلاوت ندارد شکر در نیش
چو باشد تقاضای تلخ از پیش ۵
چپ و راست گردیده بر مشتری ۱
به صاحبدلی گفت در کنج ده
که بستان و چون دست یابی بده ۲
بگفت آن خردمند زیبا سرشت
جوابی که بر دیده باید نبشت ۳
تو را صبر بر من نباشد مگر
ولیکن مرا باشد از نیشکر ۴
حلاوت ندارد شکر در نیش
چو باشد تقاضای تلخ از پیش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - شکم صوفیی را زبون کرد و فرج
گوهر بعدی:حکایت - یکی را ز مردان روشن ضمیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.