خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و حسرت شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی در بهشت نیز دلش به سوی معشوق خواهد رفت. او از غیرت دین و بیدلی خود شرمسار است و سرنوشت ازلی خود را بر پیشانی خود میبیند. شاعر خود را با دیگران مقایسه نمیکند و از همراهی روح امین (جبرئیل) سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۴۳ - من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد
من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد
حسرت روی زمین زیر زمین خواهم برد ۱
گر به جنت ره من با دل پر آه دهند
دوزخی را بسوی خلد برین خواهم برد ۲
غیرت دین اگرم پرده ز نار کشد
بس خجالت که من بیدل و دین خواهم برد ۳
کی ازین سودن رخ بر در مسجد من مست
سرنوشت ازل از لوح جبین خواهم برد ۴
من نه آنم که چو اهلی پی معراج مراد
منت همرهی از روح امین خواهم برد ۵
حسرت روی زمین زیر زمین خواهم برد ۱
گر به جنت ره من با دل پر آه دهند
دوزخی را بسوی خلد برین خواهم برد ۲
غیرت دین اگرم پرده ز نار کشد
بس خجالت که من بیدل و دین خواهم برد ۳
کی ازین سودن رخ بر در مسجد من مست
سرنوشت ازل از لوح جبین خواهم برد ۴
من نه آنم که چو اهلی پی معراج مراد
منت همرهی از روح امین خواهم برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.