خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مجنونوارگی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، آتش عشق در دل عاشقان، و دیوانگی ناشی از عشق یاد میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند خاکساری، صبر، و تشنگی عشق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی ممکن است نیاز به پیشزمینهای از ادبیات فارسی داشته باشد.
شماره ۴۴۲ - خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند
خورشید اوج عزت خوبان ماه رویند
معراج خاکساران این بس که خاک کویند ۱
خامان ز عشق یوسف لافند چون زلیخا
من عاشق خموشم مردان ز خود نگویند ۲
از عاشقان گریزان ایگل مشو که ایشان
می بر لب و ننوشند گل بر کف و نبویند ۳
روی تو ای پریوش گر نیست رهزن عقل
بس عاشقان مجنون دیوانه از چه رویند ۴
لب تشنگان کز آن لب دارند در دل آتش
گر تشنه شان بسوزی آب از خضر نجویند ۵
از سجده بتان شد اهلی رخ تو پرخون
باشد دو چشم گریان روی تو باز شویند ۶
معراج خاکساران این بس که خاک کویند ۱
خامان ز عشق یوسف لافند چون زلیخا
من عاشق خموشم مردان ز خود نگویند ۲
از عاشقان گریزان ایگل مشو که ایشان
می بر لب و ننوشند گل بر کف و نبویند ۳
روی تو ای پریوش گر نیست رهزن عقل
بس عاشقان مجنون دیوانه از چه رویند ۴
لب تشنگان کز آن لب دارند در دل آتش
گر تشنه شان بسوزی آب از خضر نجویند ۵
از سجده بتان شد اهلی رخ تو پرخون
باشد دو چشم گریان روی تو باز شویند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۱ - تا جهان بوده است با نیکان بدان در کینه اند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۳ - من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.