خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به موضوعات مختلفی از جمله حکمت، عشق، و روابط اجتماعی میپردازد. شاعر توصیه میکند که شاهان با مردم عادی همصحبت شوند تا از تکبر دوری کنند، با دوستان با مهربانی رفتار شود، و از بیان غمها به افراد ناآگاه پرهیز گردد. همچنین، عشق و رنجهای ناشی از آن و اهمیت همنشینی با عاقلان و نوشیدن شراب به عنوان نماد لذتهای معنوی مورد اشاره قرار گرفته است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند نوشیدن شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۳۲ - شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
شاید که نازو سروری از سر بدر کنند ۱
با دشمنان عتاب بود مصلحت ولی
با دوستان بچشم عنایت نظر کنند ۲
خون دلم چنین که دو لعل تو میخورند
دل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند ۳
مارا بهشت صحبت پیرست و جام می
طفلان راه میل به شیر و شکر کنند ۴
اهلی مگوی شرح غم خود به گلرخان
ایشان کجا تحمل این درد سر کنند ۵
شاید که نازو سروری از سر بدر کنند ۱
با دشمنان عتاب بود مصلحت ولی
با دوستان بچشم عنایت نظر کنند ۲
خون دلم چنین که دو لعل تو میخورند
دل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند ۳
مارا بهشت صحبت پیرست و جام می
طفلان راه میل به شیر و شکر کنند ۴
اهلی مگوی شرح غم خود به گلرخان
ایشان کجا تحمل این درد سر کنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۱ - لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۳ - گاهم دو آهوی تو سگ خویش خوانده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.