خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و بیانگر تأثیر عمیق او بر شاعر است. شاعر از وعدههای دروغین معشوق، نگاه کشندهاش، و تسلیم شدن خود در برابر خواستههای او میگوید. همچنین، او به سرنوشت و تقدیر اشاره میکند که گویی مطابق میلش عمل کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اشارات عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۳۱ - لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کرد
صد وعده دروغ بیک خنده راست کرد ۱
مقصود ما هلک شدن بود غایتش
عشق تو آنچه غایت مقصود ماست کرد ۲
برقی ز آفتاب رخت درچمن فتاد
بازار گل چو خرمن مه روبکاست کرد ۳
دیدی که چشم مست تو چون خواست قتل ما
نگذاشت جای آشتی و هرچه خواست کرد ۴
باور مکن که چرخ جفا کار کج نهاد
کاری چنانکه خاطر ما خواست راست کرد ۵
اهلی برید دل ز طمع ای شکر لبان
از جان گذشت و آنچه مراد شماست کرد ۶
صد وعده دروغ بیک خنده راست کرد ۱
مقصود ما هلک شدن بود غایتش
عشق تو آنچه غایت مقصود ماست کرد ۲
برقی ز آفتاب رخت درچمن فتاد
بازار گل چو خرمن مه روبکاست کرد ۳
دیدی که چشم مست تو چون خواست قتل ما
نگذاشت جای آشتی و هرچه خواست کرد ۴
باور مکن که چرخ جفا کار کج نهاد
کاری چنانکه خاطر ما خواست راست کرد ۵
اهلی برید دل ز طمع ای شکر لبان
از جان گذشت و آنچه مراد شماست کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.