خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را بینهایت درمانده و ناتوان از بیان حال خویش میداند، اما عشق و مستی را سودمند میخواند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر تیر عشق بر خود میگوید و امیدوار است که حتی کوه نیز به فریادش پاسخ دهد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می و معشوقه' و عمق احساسات بیانشده مناسب گروه سنی بالاتر است.
شماره ۴۱۵ - مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
مسکینی ما را نتوان شرح و بیان کرد
مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد ۱
کار می و معشوقه سراسر همه سودست
از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد ۲
المنه لله که در صید گه عشق
تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد ۳
باور نکنم من که پری تو بحسن است
حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد ۴
شاید که دل کوه بفریاد در آید
امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد ۵
مسکین تر از آنیم که تقریر توان کرد ۱
کار می و معشوقه سراسر همه سودست
از کس نشنیدم که درین کار زیان کرد ۲
المنه لله که در صید گه عشق
تیر تو مرا در صف عشاق نشان کرد ۳
باور نکنم من که پری تو بحسن است
حسنی اگرش بود چرا از تو نهان کرد ۴
شاید که دل کوه بفریاد در آید
امروز که اهلی ز غم عشق فغان کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۴ - دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۶ - آن آفتاب حسن سحر میل باده کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.