خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد فراق و ناکامی در عشق سخن میگوید. شاعر از دست دادن عقل و هوش در راه معشوق، ناتوانی در رسیدن به او، و غم هجران را توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۰۳ - هر کس که پا نهاد بکویت ز دست رفت
هر کس که پا نهاد بکویت ز دست رفت
هشیار و عاقل آمد و مجنون و مست رفت ۱
زلف تو خواستم که بگیرم دلم ربود
آنم بدست نامد و اینم ز دست رفت ۲
دلبر چو رفت رشته جان گو گسسته باش
دام اینزمان چه سود که ماهی ز شست رفت ۳
در خون نشسته ام که کمان ابرویم ز ناز
چون تیر خویش در نظرم تا نشست رفت ۴
هشیار و عاقل آمد و مجنون و مست رفت ۱
زلف تو خواستم که بگیرم دلم ربود
آنم بدست نامد و اینم ز دست رفت ۲
دلبر چو رفت رشته جان گو گسسته باش
دام اینزمان چه سود که ماهی ز شست رفت ۳
در خون نشسته ام که کمان ابرویم ز ناز
چون تیر خویش در نظرم تا نشست رفت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - ناصح چو دل نماند نصیحت چه فایده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.