خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از تشنگی عاشقان، ابروهای معشوق، و نالههای بیپاسخ میگوید و از بیرحمی روزگار شکایت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و نالههای عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۷ - وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
آهویان تشنه را جز اشک مجنون آب نیست ۱
پیش آن ابرو بر آوردست و مقصودی بخواه
قبله ابروی خوبان کمتر از محراب نیست ۲
تشنه را خون ریختن ظلم است ای ابر کرم
رحمتی فرما که رحمی در دل قصاب نیست ۳
تا سگش را دوست دارم دامنم ندهد ز چنگ
کی کشد دل سوی کس تا زان طرف قلاب نیست ۴
ناله اهلی نه تنها خواب مردم بسته است
آه کز این ناله در چشم ملایک خواب نیست ۵
آهویان تشنه را جز اشک مجنون آب نیست ۱
پیش آن ابرو بر آوردست و مقصودی بخواه
قبله ابروی خوبان کمتر از محراب نیست ۲
تشنه را خون ریختن ظلم است ای ابر کرم
رحمتی فرما که رحمی در دل قصاب نیست ۳
تا سگش را دوست دارم دامنم ندهد ز چنگ
کی کشد دل سوی کس تا زان طرف قلاب نیست ۴
ناله اهلی نه تنها خواب مردم بسته است
آه کز این ناله در چشم ملایک خواب نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.