خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از جدایی سخن می‌گوید. شاعر از معشوقی یاد می‌کند که زمانی با او انس داشته، اما اکنون از او دور شده است. او از درد عشق، تلخی زندگی، و فتنه‌های دنیا شکایت می‌کند و احساس می‌کند که دلش زخم خورده و رمیده است.

مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود مضامینی مانند رنج، جدایی، و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد تا بتواند با احساسات پیچیده‌ی آن ارتباط برقرار کند.

مشاهده کامل

شماره ۳۵۲ - آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است

آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
شاخ گلی بصورت او کس ندیده است ۱

آن نوغزال با من مجنون انیس بود
اکنون چه دیده است که از من رمیده است ۲

با کس نگفته ام غم عشقش مگر صبا
بوی محبت از نفس من شنده است ۳

تلخ است در مذاق دلش آب زندگی
لب تشنه یی که زهر جدایی چشیده است ۴

آسوده دل فریب کمان ابرویان خورد
ما زخم خورده ایم و دل ما رمیده است ۵

طوفان فتنه فلک آبیست زیر کاه
ایمن مشو که بحر فلک آرمیده است ۶

اهلی ز دامنش نکشد خار فتنه دست
هرچند دامن از همه عالم کشیده است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۱ - جان من در دوستی نامهربان می بینمت
گوهر بعدی:شماره ۳۵۳ - آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.