این متن شعری است که به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد و تأکید میکند که خوشبختی در همراهی با دوست و رضایت از آنچه داریم نهفته است. شاعر از گلها، مرغان، و باد صبا به عنوان نمادهای زیبایی و شادی یاد میکند و اشاره میکند که حتی خار و خس نیز میتوانند برای صاحب نظر خوشایند باشند. همچنین، حسرت دست نیافتن به میوه نخل بلند یار را بیان میکند اما رضایت از دسترسیهای کوچک را نیز یادآور میشود.
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هوس و می نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۳۹ - گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است
وقت تو خوش که مرغ مرا با قفس خوش است ۱
بی روی دوست گشت گلستان چه فایده
گلبانگ مرغ و باد صبا یکنفس خوش است ۲
ای عندلیب هر که بود با گل است خوش
صاحب نظر کسی است که با خار و خس خوش است ۳
حسرت خورم ز میوه نخل بلند یار
دستم نمیرسد چکنم دسترس خوش است ۴
اهلی هوس بمی ز هوای بتان کند
پیر است و همچنان بهوی و هوس خوش است ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.