خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، درد و رنج عاشق، و شکایت از بخت بد سخن میگوید. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند شمع و پروانه، خورشید و ستاره استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند. او از دوری معشوق و داغ دلشکستگی مینالد و سرنوشت بد خود را مقصر میداند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۳۳۰ - جمال شمع چو خورشید عالم افروزست
جمال شمع چو خورشید عالم افروزست
ستاره سوخت پروانه سیه روزست ۱
لبت که آب حیات است ببر تشنه لبان
ببخت من چو رسید آتش جگر سوزست ۲
اگر چه لاله حسرت دمید از گل ما
هنوز داغ تو بر جان حسرت اندوزست ۳
بغیر بخت بد خود شکایت از که کنم؟
که مهربان من از بخت من بد آموزست ۴
منم که روز و شبم صرف آن بهشتی روست
وگرنه در غم فردای خود که امروزست ۵
مدوز چاک جگر ای طبیب اهلی را
که طعن همنفسان ناوک جگر دوزست ۶
ستاره سوخت پروانه سیه روزست ۱
لبت که آب حیات است ببر تشنه لبان
ببخت من چو رسید آتش جگر سوزست ۲
اگر چه لاله حسرت دمید از گل ما
هنوز داغ تو بر جان حسرت اندوزست ۳
بغیر بخت بد خود شکایت از که کنم؟
که مهربان من از بخت من بد آموزست ۴
منم که روز و شبم صرف آن بهشتی روست
وگرنه در غم فردای خود که امروزست ۵
مدوز چاک جگر ای طبیب اهلی را
که طعن همنفسان ناوک جگر دوزست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۹ - از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.