خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و دلبستگی سخن میگوید، جایی که شاعر از دلدادن و آوارگی دلش مینالد و به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. همچنین، از غم و رنج عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان صحبت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'غمزه خونخواره' ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و احساسات داشته باشد.
شماره ۳۲۸ - بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
دل با کسی و دیده بنظاره کسی است ۱
آسوده گشتم از همه عالم ولی دلم
آواره است و هر نفس آواره کسی است ۲
آهسته رو که در ره خوبان بخاک و خون
مرغی که میطپد دل بیچاره کسی است ۳
هرکس وسیله اجلش حالتی بود
مارا وسیله غمزه خونخواره کسی است ۴
اهلی بگو بخواجه که ما کیمیاگریم
ما را چه احتیاج بمس پاره کسی است ۵
دل با کسی و دیده بنظاره کسی است ۱
آسوده گشتم از همه عالم ولی دلم
آواره است و هر نفس آواره کسی است ۲
آهسته رو که در ره خوبان بخاک و خون
مرغی که میطپد دل بیچاره کسی است ۳
هرکس وسیله اجلش حالتی بود
مارا وسیله غمزه خونخواره کسی است ۴
اهلی بگو بخواجه که ما کیمیاگریم
ما را چه احتیاج بمس پاره کسی است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.