خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عتاب و ناز معشوق به عنوان نشانهای از محبت یاد میکند و بیان میدارد که حتی قهر و خشم او نیز دوستداشتنی است. شاعر به کمالطلبی خود اشاره کرده و عشق را بالاترین مطلوب میداند. او از دوری یار مینالد اما آن را نیز زیبا میخواند. در پایان، شاعر از دلشدگی و رمز و رازهای عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۴ - عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
که قهر و خشم بتان شیوه های محبوبیست ۱
من از کمال طلب همچو خضر می یابم
که آنچه می طلبم در کمال مطلوبیست ۲
کنون که یار زما میرمید میدانیم
که زشت نامی ما در نهایت خوبیست ۳
تو سایه کم مکن از سر مرا که سایه سرو
چه کار آید اگر نیز سایه طوبیست ۴
سوی تو مرغ دل آمد حکایت از وی پرس
که رمزهای نهانی نه حرف مکتوبیست ۵
گر آستان تو اهلی بدیده رفت مرنج
که کار عاشق درمانده آستان روبیست ۶
که قهر و خشم بتان شیوه های محبوبیست ۱
من از کمال طلب همچو خضر می یابم
که آنچه می طلبم در کمال مطلوبیست ۲
کنون که یار زما میرمید میدانیم
که زشت نامی ما در نهایت خوبیست ۳
تو سایه کم مکن از سر مرا که سایه سرو
چه کار آید اگر نیز سایه طوبیست ۴
سوی تو مرغ دل آمد حکایت از وی پرس
که رمزهای نهانی نه حرف مکتوبیست ۵
گر آستان تو اهلی بدیده رفت مرنج
که کار عاشق درمانده آستان روبیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۳ - با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت
گوهر بعدی:شماره ۳۱۵ - کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.