این شعر عاشقانه از حافظ، به موضوع عشق و رنجهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که راه ظاهری دین (مانند زیارت کعبه) هرچند ارزشمند است، اما مقصود نهایی نیست. عشق حقیقی با رنج و دلشکستگی همراه است و لذت بردن از لب معشوق، رسم عاشقان واقعی نیست. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر جهان و افراد مختلف اشاره میکند و تأکید دارد که خوشبختی واقعی در دلِ غمگین از عشق نهفته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۳۰۹ - زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است
خوش میرود اما ره مقصود نه این است ۱
تا بود دل خسته غمی بود ز عشقت
هر چند که دیدیم همین بود و همین است ۲
جان دادن و کام از لب معشوق گرفتن
این رسم حریفی است محبت نه چنین است ۳
امروز که عشق تو بعالم زده آتش
آسوده حریفی است که در زیر زمین است ۴
هرچند که شد فتنه چشم تو جهانسوز
تا خط تو بر خاسته او گوشه نشین است ۵
خوشوقتی خلق از دل شادست ولیکن
خوشوقت دلی کز غم عشق تو حزین است ۶
اهلی مکن از زخم جفا ناله که در عشق
گه مرهم لطفست و گهی نشتر کین است ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.