خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، ناامیدی، گذرایی دنیا و وفاداری میپردازد. شاعر از عشق به معشوق و ناکامیهای خود سخن میگوید و به بیثباتی دنیا اشاره میکند. همچنین، از وفاداری و خدمت به پیر مغان به عنوان نمادی از عرفان یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۱۸۰ - کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت
کسی زکعبه کوی تو نامراد نرفت
که حلقه بر در این خانه زد؟ که شاد نرفت ۱
به خاک پای تو کز خاک درگهت دل ما
بسنگ تفرقه چون مرغ خانه زاد نرفت ۲
بجان دوست که هرچند مهر ورزیدم
جفا زخاطر این چرخ کج نهاد نرفت ۳
بتخت بخت مکن تکیه گر سلیمانی
کدام تخت که آخر چو گل بباد نرفت ۴
رهین منت پیر مغان بود اهلی
که حق خدمت او هرگزش زیاد نرفت ۵
که حلقه بر در این خانه زد؟ که شاد نرفت ۱
به خاک پای تو کز خاک درگهت دل ما
بسنگ تفرقه چون مرغ خانه زاد نرفت ۲
بجان دوست که هرچند مهر ورزیدم
جفا زخاطر این چرخ کج نهاد نرفت ۳
بتخت بخت مکن تکیه گر سلیمانی
کدام تخت که آخر چو گل بباد نرفت ۴
رهین منت پیر مغان بود اهلی
که حق خدمت او هرگزش زیاد نرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - سگ کوی تو که شب تا به سحر پیش من است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - منم که حاصل من غیر نامرادی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.