خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از قدرت عشق و ضعف عقل در برابر آن سخن میگوید. عشق باعث ویرانی هر آنچه عقل ساخته میشود و زندگی را دگرگون میکند. شاعر از احساسات پریشان، حسد فرشتهها، و فتنههای عشق میگوید و در نهایت هشدار میدهد که مانند کبک مست، غافل از دامهای حوادث نباشیم.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۸ - به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
که هرچه عقل بنا کرد عشق ویران ساخت ۱
فرشته بر دل جمع منش حسد بودی
رخت به زلف پریشان مرا پریشان ساخت ۲
به دست فتنه گریبان من از آن شوخست
که اشک لعل مرا تکمه گریبان ساخت ۳
عزیز من به سهی قامتان یوسف رخ
نظر مکن که مرا خوار عشق ایشان ساخت ۴
چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلی
که دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت ۵
که هرچه عقل بنا کرد عشق ویران ساخت ۱
فرشته بر دل جمع منش حسد بودی
رخت به زلف پریشان مرا پریشان ساخت ۲
به دست فتنه گریبان من از آن شوخست
که اشک لعل مرا تکمه گریبان ساخت ۳
عزیز من به سهی قامتان یوسف رخ
نظر مکن که مرا خوار عشق ایشان ساخت ۴
چو کبک مست مرو غافلانه ره اهلی
که دام حادثه صیاد فتنه پنهان ساخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - جان بخشی یی که با لب لعل تو ای پری است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.