خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه، فقر و عشق سخن میگوید. شاعر با بیانهایی مانند «غم ندارد ز گدایی تن غمپرور ما» و «ما گداییم تکلف نبود در خور ما» به وضعیت خود و دیگران اشاره میکند و از بیتوجهی و ناملایمات زندگی شکایت دارد. همچنین، با استفاده از استعارههایی مانند «آتش ما چه حدیث است که آبش بکشد» و «بلکه سوزد جگر دجله ز خاکستر ما» به عمق احساسات و رنجهای درونی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۰ - غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما
گو هما سایه دولت مفکن بر سرما ۱
در سفالین قدح و ساغر باده یکی است
غایت این است که از زر نبود ساغر ما ۲
آتش ما چه حدیث است که آبش بکشد
بلکه سوزد جگر دجله زخاکستر ما ۳
حذر از شعله سوز دل ما باید کرد
زان که جز در رگ جان ها نخلد نشترها ۴
چشم ما تشنه لبان بحر شد از اشگ چه سود
که لبی تر نکند گریه چشم تر ما ۵
ما چنین پای به گل همچو نهال از غم تو
خوشتر از آب روان میگذری از بر ما ۶
اهلی آن مه چو نخواندت سگ خود ناله مکن
ما گداییم تکلف نبود در خور ما ۷
گو هما سایه دولت مفکن بر سرما ۱
در سفالین قدح و ساغر باده یکی است
غایت این است که از زر نبود ساغر ما ۲
آتش ما چه حدیث است که آبش بکشد
بلکه سوزد جگر دجله زخاکستر ما ۳
حذر از شعله سوز دل ما باید کرد
زان که جز در رگ جان ها نخلد نشترها ۴
چشم ما تشنه لبان بحر شد از اشگ چه سود
که لبی تر نکند گریه چشم تر ما ۵
ما چنین پای به گل همچو نهال از غم تو
خوشتر از آب روان میگذری از بر ما ۶
اهلی آن مه چو نخواندت سگ خود ناله مکن
ما گداییم تکلف نبود در خور ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - از بس که خورم بر جگر از طعنه سنان ها
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - پنجه خطاست با بتان خسته دل خراب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.