خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به توصیف عشق، رنجهای عاشقانه و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از عناصری مانند گل، بهار، حباب، شب تار و آتش عشق برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۷ - غزل
آن کسوت نازک که بر اندام تو بار است
چون نکهت گل دست در آغوش بهار است ۱
نبود چو حبابش هوس صدر نشینی
آن پاک گهر را که خبر از ته کار است ۲
کس ره نبرد حال سیه روز غمت را
در خویش نهان گشته به رنگ شب تار است ۳
از آتش عشق تو برون آمده بیغش
بر سینه زر داغ توام پاک عیار است ۴
زد دست هوس غیر بر آن سلسلهٔ مو
غاف که سر زلف نکویان دم مار است ۵
گر سیل سرشکم بود از جا عجبی نیست
اینجاست که از ضعف نگه بر مژه بار ا ست ۶
هر قطرهٔ خون بسته ز دم سردی ایام
در پیکر صدچاک تو جویا چو انار است ۷
چون نکهت گل دست در آغوش بهار است ۱
نبود چو حبابش هوس صدر نشینی
آن پاک گهر را که خبر از ته کار است ۲
کس ره نبرد حال سیه روز غمت را
در خویش نهان گشته به رنگ شب تار است ۳
از آتش عشق تو برون آمده بیغش
بر سینه زر داغ توام پاک عیار است ۴
زد دست هوس غیر بر آن سلسلهٔ مو
غاف که سر زلف نکویان دم مار است ۵
گر سیل سرشکم بود از جا عجبی نیست
اینجاست که از ضعف نگه بر مژه بار ا ست ۶
هر قطرهٔ خون بسته ز دم سردی ایام
در پیکر صدچاک تو جویا چو انار است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶ - در منقب امام مهدی (ع)
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸ - غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.