خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد دل و شیفتگی شاعر نسبت به معشوقهای ترکزاده سخن میگوید. شاعر از اسارت دل در دام عشق، جفاهای معشوق، نگاههای نافذ و ابروی او مینالد و از صبر کم و خواهش زیاد خود میگوید. او همچنین از خمیدگی قد خود در اثر جور روزگار و افتادن در کشمکشهای زندگی مانند کمان شکایت دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۳۷ - دل چیست واله نگه ترک زاده ای
دل چیست واله نگه ترک زاده ای
از حلقه های چشم به دام اوفتاده ای ۱
خواهم دل به دام محبت فتاده ای
صبر کمی و خواهش از حد زیاده ای ۲
گشتیم اسیر و شیفتهٔ ترک زاده ای
شست جفا به سینهٔ عاشق گشاده ای ۳
با نیم غمزه صد دل طاقت شکسته ای
عرض هزار حوصله بر باد داده ای ۴
با چشم سهو هم سوی عاشق ندیده ای
دلها به طاق ابروی نسیان نهاده ای ۵
تا کی دلم ز پهلوی مژگان او بود
آماجگاه تیر به زهر آب داده ای ۶
جویا قد خمیده ام از جور روزگار
در کشمکش فتاده بسان کباده ای ۷
از حلقه های چشم به دام اوفتاده ای ۱
خواهم دل به دام محبت فتاده ای
صبر کمی و خواهش از حد زیاده ای ۲
گشتیم اسیر و شیفتهٔ ترک زاده ای
شست جفا به سینهٔ عاشق گشاده ای ۳
با نیم غمزه صد دل طاقت شکسته ای
عرض هزار حوصله بر باد داده ای ۴
با چشم سهو هم سوی عاشق ندیده ای
دلها به طاق ابروی نسیان نهاده ای ۵
تا کی دلم ز پهلوی مژگان او بود
آماجگاه تیر به زهر آب داده ای ۶
جویا قد خمیده ام از جور روزگار
در کشمکش فتاده بسان کباده ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۶ - گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۸ - صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.