خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و بیتوجهی معشوق مینالد. او احساس میکند که معشوق با وجود آشنایی، به او بیاعتنایی کرده و به حرفهایش گوش نداده است. شاعر از دلآشوب و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید و معشوق را به ستمگری و بیمهری متهم میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۳۶ - گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
از گرد راه بی خبریها رسیده ای ۱
بر برق ترک سمند تغافل نشسته ای
با وحشت آرمیده ای از خود رمیده ای ۲
جور آشنا ستمگر دشمن مروتی
دامن به زور از کف عاشق کشیده ای ۳
هرگز ز ناز گوش به حرفم نکرده ای
در حق من ز غیر سخنها شنیده ای ۴
جویا مپرس حال دل بی قرار من
از دست اوست بسمل در خون تپیده ای ۵
از گرد راه بی خبریها رسیده ای ۱
بر برق ترک سمند تغافل نشسته ای
با وحشت آرمیده ای از خود رمیده ای ۲
جور آشنا ستمگر دشمن مروتی
دامن به زور از کف عاشق کشیده ای ۳
هرگز ز ناز گوش به حرفم نکرده ای
در حق من ز غیر سخنها شنیده ای ۴
جویا مپرس حال دل بی قرار من
از دست اوست بسمل در خون تپیده ای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۵ - کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۷ - دل چیست واله نگه ترک زاده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.