خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک نیایش عرفانی است که در آن شاعر از خداوند درخواستهای مختلفی دارد، از جمله پادشاهی در راه فقر، تسلیم در برابر فرمان الهی، بخشش گناهان، آرامش دل، و نجات از رنجها. شاعر همچنین از ضعفهای خود و نیاز به لطف الهی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و عذرخواهی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۳۲ - الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی ده
الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی ده
سرم را از خم تسلیم فر کج کلاهی ده ۱
بود لبریز صهبای گنه پیمانهٔ عمرم
مرا از لخت لخت دل زبان عذرخواهی ده ۲
زلال وصل ترسم افت سوز درون گردد
دلم را تشنگی در عین دریا همچون ماهی ده ۳
چو مژگان می کشد هر خار صحرا دامن دل را
مرا مانند مجنون منصب وحشت پناهی ده ۴
مبین نقصان مردم تا ز ارباب نظر باشی
بپوش از عیب بینی چشم و داد خوش نگاهی ده ۵
چو گل کز ترکتاز صرصر از گلشن هوا گیرد
دل صد پارهٔ خود را به آه صبحگاهی ده ۶
به پیش یار بر از بخت جویا شکوه گر داری
چو برق آن شعله خو را آشنایی با سیاهی ده ۷
سرم را از خم تسلیم فر کج کلاهی ده ۱
بود لبریز صهبای گنه پیمانهٔ عمرم
مرا از لخت لخت دل زبان عذرخواهی ده ۲
زلال وصل ترسم افت سوز درون گردد
دلم را تشنگی در عین دریا همچون ماهی ده ۳
چو مژگان می کشد هر خار صحرا دامن دل را
مرا مانند مجنون منصب وحشت پناهی ده ۴
مبین نقصان مردم تا ز ارباب نظر باشی
بپوش از عیب بینی چشم و داد خوش نگاهی ده ۵
چو گل کز ترکتاز صرصر از گلشن هوا گیرد
دل صد پارهٔ خود را به آه صبحگاهی ده ۶
به پیش یار بر از بخت جویا شکوه گر داری
چو برق آن شعله خو را آشنایی با سیاهی ده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۱ - غنچه بی جلوهٔ دیدار تو دل تنگ شده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۳ - نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.