خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دلتنگی و تأثیر عشق بر قلب و طبیعت سخن میگوید. غنچه بیجلوه از دیدار معشوق دلتنگ شده، آیینه از رؤیت چهرهی او رنگارنگ گشته، و آه شاعر حتی بر دل کوه تأثیر گذاشته و سنگ را مانند سرمهی مژگان دلسوخته کرده است.
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین آن برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۳۱ - غنچه بی جلوهٔ دیدار تو دل تنگ شده
غنچه بی جلوهٔ دیدار تو دل تنگ شده
دید تا روی تو آیینه به صد رنگ شده ۱
برق آهم به دل کوه چنان کرده اثر
که شرر سرمهٔ مژگان دل سنگ شده ۲
دید تا روی تو آیینه به صد رنگ شده ۱
برق آهم به دل کوه چنان کرده اثر
که شرر سرمهٔ مژگان دل سنگ شده ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۰ - زاشک آخر به دل فیضی رسد آهسته آهسته
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۲ - الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.