خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک دعا و نیایش عرفانی است که در آن شاعر از خداوند طلب کرامت و لطف میکند تا دلش از تعلقات دنیوی رها شود، به سمت حق گرایش یابد، و توانایی درک حقایق و بیان آنها را پیدا کند. همچنین، شاعر آرزو میکند که بتواند خوب و بد را به یک چشم بنگرد و مانند شمع در جمع، روشنگر باشد.
متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۹۹۳ - خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
به سویت افتقار از غیرت استغنا کرامت کن ۱
به مقصد می رساند هر کسی را لطف از راهی
مرا هم فتح بابی از در دلها کرامت کن ۲
زبان گفتگو کردی عطا، توفیق غوری ده!
چو موجم تر زبانی با ته دریا کرامت کن ۳
جنون آب و هوای دشت وسعت مشربی خواهد
مرا از پردهٔ دل دامن صحرا کرامت کن ۴
دلم را می فشارد تنگنای عالم امکان
مرا دامان دشتی در خور سودا کرامت کن ۵
ببینم نیک و بد را تا به یک چشم اندر این محفل
بسان شمع بزمم دیدهٔ بینا کرامت کن ۶
زبان نکته سنجی همچو صائب بخش جویا را
خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن ۷
به سویت افتقار از غیرت استغنا کرامت کن ۱
به مقصد می رساند هر کسی را لطف از راهی
مرا هم فتح بابی از در دلها کرامت کن ۲
زبان گفتگو کردی عطا، توفیق غوری ده!
چو موجم تر زبانی با ته دریا کرامت کن ۳
جنون آب و هوای دشت وسعت مشربی خواهد
مرا از پردهٔ دل دامن صحرا کرامت کن ۴
دلم را می فشارد تنگنای عالم امکان
مرا دامان دشتی در خور سودا کرامت کن ۵
ببینم نیک و بد را تا به یک چشم اندر این محفل
بسان شمع بزمم دیدهٔ بینا کرامت کن ۶
زبان نکته سنجی همچو صائب بخش جویا را
خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۲ - حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن
گوهر بعدی:شماره ۹۹۴ - به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلطان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.