خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، رنجهای آن، و ارزش فقر و قناعت سخن میگوید. شاعر از همسری با معشوق، رنجهای عشق، و درسهایی که از شمع و طبیعت میگیرد، صحبت میکند. همچنین، به مفهوم فقر و قلندری به عنوان راهی برای توانگری معنوی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اخلاقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۹۸۹ - عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
به این دهن به لب او برابری کردن ۱
نموده سر مکافات شیشهٔ ساعت
به دست با چو خودی قصد برتری کردن ۲
کسی که آتش سودای عشق در سر داشت
به شمع بزم توانست همسری کردن ۳
مگر دلم که زند دست و پا ز بیتابی
به بحر عشق که آرد شناوری کردن ۴
به راه سوز و گداز، از نهال شمع آموز
ز سرگذشت و دعوای سروری کردن ۵
کسی که دولت فقرش دهند می داند
که در قلندری آمد توانگری کردن ۶
به غیر نعمت و بجز منقبت نمی آید
به نام غیر ز جویا ثناگری کردن ۷
به این دهن به لب او برابری کردن ۱
نموده سر مکافات شیشهٔ ساعت
به دست با چو خودی قصد برتری کردن ۲
کسی که آتش سودای عشق در سر داشت
به شمع بزم توانست همسری کردن ۳
مگر دلم که زند دست و پا ز بیتابی
به بحر عشق که آرد شناوری کردن ۴
به راه سوز و گداز، از نهال شمع آموز
ز سرگذشت و دعوای سروری کردن ۵
کسی که دولت فقرش دهند می داند
که در قلندری آمد توانگری کردن ۶
به غیر نعمت و بجز منقبت نمی آید
به نام غیر ز جویا ثناگری کردن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۸ - شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
گوهر بعدی:شماره ۹۹۰ - شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.