خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به زیباییهای زبان و بیان اشاره دارد. شاعر از قدرت زبان در انتقال احساسات، معانی و حقایق سخن میگوید و تأکید میکند که زبان میتواند هم مانند مرهم نرم و آرامشبخش باشد و هم مانند نشتر تیز و گزنده. همچنین، شاعر به اهمیت سکوت و هنر خاموشی در میان اهل کمال اشاره میکند و از خودستایی به عنوان عیبی نزد ارباب هنر یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۹۶۰ - کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
شعله می رقصد بهرنگ شمع بزمم بر زبان ۱
جلوهٔ توحید را هر ملتی آیینه است
شاهد معنی نماید در لباس هر زبان ۲
خامشی باشد هنر در کیش ارباب کمال
در دهن دزدیده دارد حلقهٔ جوهر زبان ۳
گر بنرمی آشنا شد خوبتر از مرهم است
ور به تندی ساخت باشد بدتر از نشتر زبان ۴
عیب باشد پیش ارباب ر توصیف خویش
بس بود در خودستایی تیغ را جوهر زبان ۵
شعله می رقصد بهرنگ شمع بزمم بر زبان ۱
جلوهٔ توحید را هر ملتی آیینه است
شاهد معنی نماید در لباس هر زبان ۲
خامشی باشد هنر در کیش ارباب کمال
در دهن دزدیده دارد حلقهٔ جوهر زبان ۳
گر بنرمی آشنا شد خوبتر از مرهم است
ور به تندی ساخت باشد بدتر از نشتر زبان ۴
عیب باشد پیش ارباب ر توصیف خویش
بس بود در خودستایی تیغ را جوهر زبان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۹ - ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
گوهر بعدی:شماره ۹۶۱ - غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.