خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند خودشناسی، رضایت به سرنوشت، و بیهودگی تلاشهای بیثمر میپردازد. شاعر بیان میکند که اگر فرد از خودش فرار کند، مانند این است که بتهایی از حرم بیرون آورده است. همچنین، تأکید دارد که باید به سرنوشت راضی بود و تغییر آن ممکن نیست.
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۵۹ - ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
همان بود که بتی آری از حرم بیرون ۱
ز جسم خاکی من خون دل تراوش کرد
بلی سفال دهد تا پر است نم بیرون ۲
به کار خود چو نپرداختی دمی ظالم
عبث قدم زدی از عالم عدم بیرون ۳
به سرنوشت، رضا ده! که کی بدل گردد
هر آنچه روز نخست آمد از قلم بیرون ۴
همان بود که بتی آری از حرم بیرون ۱
ز جسم خاکی من خون دل تراوش کرد
بلی سفال دهد تا پر است نم بیرون ۲
به کار خود چو نپرداختی دمی ظالم
عبث قدم زدی از عالم عدم بیرون ۳
به سرنوشت، رضا ده! که کی بدل گردد
هر آنچه روز نخست آمد از قلم بیرون ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۸ - پنهان تراست ساعد سیمین در آستین
گوهر بعدی:شماره ۹۶۰ - کرده تا از گرمی خویت حکایت سر زبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.