خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و مستی از می توحید میپردازد. شاعر از دلبستن به جسم و دنیا ابراز پشیمانی کرده و عشق به معشوق حقیقی را جایگزین آن میکند. همچنین، از رهایی از هوای نفس و پیوستن به عالم معنویت سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'مستی' و 'می مردآزمانه' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارند.
شماره ۹۳۲ - تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
یاقوت را ز دست چو اخگر فکنده ایم ۱
زین دل که بسته ایم به این جسم عنصری
در چار موج حادثه لنگر فکنده ایم ۲
دل را زیمن عشق که فیضش زیاد باد
از عالمی به عالم دیگر فکنده ایم ۳
در عشق چون دو قطرهٔ اشک این دو نشئه را
از چشم اعتبار، مکرر فکنده ایم ۴
شکر خدا که از می توحید سرخوشیم
یعنی هوای غیر تو از سر فکنده ایم ۵
زاهد حریف این می مردآزمانه ای
دل را فشرده ایم و به ساغر فکنده ایم ۶
جویا سیاه مست ولاییم و خویش را
بر خاک راه ساقی کوثر فکنده ایم ۷
یاقوت را ز دست چو اخگر فکنده ایم ۱
زین دل که بسته ایم به این جسم عنصری
در چار موج حادثه لنگر فکنده ایم ۲
دل را زیمن عشق که فیضش زیاد باد
از عالمی به عالم دیگر فکنده ایم ۳
در عشق چون دو قطرهٔ اشک این دو نشئه را
از چشم اعتبار، مکرر فکنده ایم ۴
شکر خدا که از می توحید سرخوشیم
یعنی هوای غیر تو از سر فکنده ایم ۵
زاهد حریف این می مردآزمانه ای
دل را فشرده ایم و به ساغر فکنده ایم ۶
جویا سیاه مست ولاییم و خویش را
بر خاک راه ساقی کوثر فکنده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۱ - خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۳ - رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.