خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از سفر طولانی و پر مشقت خود برای رسیدن به معشوق می‌گوید و از بی‌زبانی و ناتوانی در بیان دردهایش شکایت می‌کند. همچنین، از صبر و تحمل خود در برابر این رنج‌ها می‌گوید و در نهایت به امید رسیدن به آرامش و روشنایی اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنج‌های عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۹۳۱ - خود را به تو بی راحله رفتم برسانم

خود را به تو بی راحله رفتم برسانم
چون گرد پی قافله رفتم برسانم ۱

چون دیدهٔ گریان به زبانی که ندارم
از دل به تو حرف گله رفتم برسانم ۲

خود را ز ره شوق به سر منزل تحقیق
از خویش دو صد مرحله رفتم برسانم ۳

در تاب و تب امشب جگر از تشنگیم سوخت
جامی به لب از آبله رفتم برسانم ۴

گنجایش درد تو ازین بیش ندارد
از صبر به دل حوصله رفتم برسانم ۵

روشن دل جویا ز فروغ است که فرمود
زاد رهی از آبله رفتم برسانم ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳۰ - زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۲ - تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.