خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر احساسات شاعرانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و جستجوی معنوی سخن میگوید. او از خاک راه و زلف یار یاد میکند و به تفکر در مورد هستی و رهایی از خواهشهای دنیوی میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۲۳ - خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
خاک راه آن سیه مستم به هنگام خرام
تا مگر سرو روانش را به خود مایل کنم ۱
یاد آن زلف گرهگیرم چو در دل بگذرد
ناخن اندیشه صرف عقدهٔ مشکل کنم ۲
خویشتن پرور شدن خوشتر ز تن پروردنست
تا به کی اوقات خود را صرف آب و گل کنم ۳
جامهٔ هستی بر اندامم نمازی می شود
داغ خواهش را گر از دامان دل زائل کنم ۴
تا مگر سرو روانش را به خود مایل کنم ۱
یاد آن زلف گرهگیرم چو در دل بگذرد
ناخن اندیشه صرف عقدهٔ مشکل کنم ۲
خویشتن پرور شدن خوشتر ز تن پروردنست
تا به کی اوقات خود را صرف آب و گل کنم ۳
جامهٔ هستی بر اندامم نمازی می شود
داغ خواهش را گر از دامان دل زائل کنم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۲ - در چمن با درد عشقت گر دمی منزل کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۲۴ - سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.