خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود مینویسد. او از آتش عشق، گریههای ناشی از فراق، و تلاشهای بیثمر در جستجوی وصال یاد میکند. همچنین، شاعر به صبر و مقاومت در برابر حوادث زندگی اشاره دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۷۳ - افروخت تا ز باده عذار سمن برم
افروخت تا ز باده عذار سمن برم
حسنش می دو آتشه ریزد به ساغرم ۱
چشمم ز فیض آتش دل گشت گریه خیز
دریا به جوش آمده از تاب گوهرم ۲
از دستبرد جرأت من غافل است خصم
دندان فشرده بر دم خنجر چو جوهرم ۳
بس عقدهٔ محال گشودم ز جستجو
در موج خیز آب گهر تا شناورم ۴
جویا قدم برون ننهم از ره رضا
در موج خیز بحر حوادث چو لنگرم ۵
حسنش می دو آتشه ریزد به ساغرم ۱
چشمم ز فیض آتش دل گشت گریه خیز
دریا به جوش آمده از تاب گوهرم ۲
از دستبرد جرأت من غافل است خصم
دندان فشرده بر دم خنجر چو جوهرم ۳
بس عقدهٔ محال گشودم ز جستجو
در موج خیز آب گهر تا شناورم ۴
جویا قدم برون ننهم از ره رضا
در موج خیز بحر حوادث چو لنگرم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۲ - من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۴ - مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.