خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تجربیات تلخ و ناامیدیهای زندگی خود سخن میگوید. او از هوسهای دنیوی، غمهای پنهان، و ناشنیده ماندن توسط دیگران شکایت دارد. همچنین، از جدایی و رنجهای عاطفی خود میگوید و بهگونهای نمادین از گل و غنچه برای بیان احساساتش استفاده میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۶۷ - دست هوس زنعمت دنیا کشیده ام
دست هوس زنعمت دنیا کشیده ام
چون طفل غنچه خونه دل خود مکیده ام ۱
چندان نهان به زیر غبار غمم که گرد
بر بام و در نشسته ز رنگ پریده ام ۲
مستغنی از لباس بود دوش همتم
آن جامه ام بس است که از خود بریده ام ۳
یک گوش کر شدم چو صدف پای تا بسر
از خلق ناشنیدنی از بس شنیده ام ۴
دست مرا جدا زگریبان مکن خیال!
چون گل یکیست پنجه و جیب دریده ام ۵
غافل مشو ز من که جگر گوشهٔ دلم
جویا سرشک از سر مژگان چکیده ام ۶
چون طفل غنچه خونه دل خود مکیده ام ۱
چندان نهان به زیر غبار غمم که گرد
بر بام و در نشسته ز رنگ پریده ام ۲
مستغنی از لباس بود دوش همتم
آن جامه ام بس است که از خود بریده ام ۳
یک گوش کر شدم چو صدف پای تا بسر
از خلق ناشنیدنی از بس شنیده ام ۴
دست مرا جدا زگریبان مکن خیال!
چون گل یکیست پنجه و جیب دریده ام ۵
غافل مشو ز من که جگر گوشهٔ دلم
جویا سرشک از سر مژگان چکیده ام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۶ - مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۸ - آشنا خواهد شدن ما و ترا دلها بهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.