خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و طبیعتگرا، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف گل و زیباییهای طبیعت میپردازد. شاعر با استفاده از عناصری مانند گل، باغ، باد صبا و آیینه، احساسات عاشقانه خود را بیان میکند و از زیباییهای طبیعت برای توصیف معشوق بهره میگیرد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۸۱۴ - بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
روبد ره جولان تو با موج صفا گل ۱
لخت جگر آویخته در دامن آهم
یا از چمن آورده برون باد صبا گل ۲
بستان ز کفم ساغر می گر همه درد است
کز آب گل آلود نیفتد ز صفا گل ۳
هر شب که بخوابیم هماغوش خیالت
چون غنچه کند یاد تو در بالش ما گل ۴
افروخته رخساره اش از جوش خجالت
تا چهره شد نقش کف پای تو با گل ۵
در باغ ز رخسار چو برقع بگشایی
آیینه ز هر برگ دهد روی نما گل ۶
جویا چو ببیند به چمن مصحف رویش
بی خواست براند به زبان نام خدا گل ۷
روبد ره جولان تو با موج صفا گل ۱
لخت جگر آویخته در دامن آهم
یا از چمن آورده برون باد صبا گل ۲
بستان ز کفم ساغر می گر همه درد است
کز آب گل آلود نیفتد ز صفا گل ۳
هر شب که بخوابیم هماغوش خیالت
چون غنچه کند یاد تو در بالش ما گل ۴
افروخته رخساره اش از جوش خجالت
تا چهره شد نقش کف پای تو با گل ۵
در باغ ز رخسار چو برقع بگشایی
آیینه ز هر برگ دهد روی نما گل ۶
جویا چو ببیند به چمن مصحف رویش
بی خواست براند به زبان نام خدا گل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۳ - می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
گوهر بعدی:شماره ۸۱۵ - به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.