خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از جویا، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق و تأثیر آن بر روح و جان میپردازد. شاعر با بیان تأثیر محبوب بر عناصر طبیعت و حالات درونی، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۶۵ - آیینه با وقار تو سیماب می شود
آیینه با وقار تو سیماب می شود
با شوخی تو برق رگ خواب می شود ۱
جرأت بود مکیدن آن لب که چون نبات
تا در دهن گذاشته ای آب می شود ۲
آن باده ای که حسن بمینای دل کند
در پرده های دیدهٔ ما ناب می شود ۳
سرگشتگیان چاه زنخدان یار را
در گریه عضو عضو چو دولاب می شود ۴
سرگشتگی ز صورت حالم عیان بود
از عکس رویم آینه گرداب می شود ۵
جویا دلت بمهر علی روشن است از آن
شبها ز ود آه تو مهتاب می شود ۶
با شوخی تو برق رگ خواب می شود ۱
جرأت بود مکیدن آن لب که چون نبات
تا در دهن گذاشته ای آب می شود ۲
آن باده ای که حسن بمینای دل کند
در پرده های دیدهٔ ما ناب می شود ۳
سرگشتگیان چاه زنخدان یار را
در گریه عضو عضو چو دولاب می شود ۴
سرگشتگی ز صورت حالم عیان بود
از عکس رویم آینه گرداب می شود ۵
جویا دلت بمهر علی روشن است از آن
شبها ز ود آه تو مهتاب می شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۴ - چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد
گوهر بعدی:شماره ۶۶۶ - از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.