خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد عشق، صبر در برابر سختیها، و تأثیر طبیعت در زندگی انسان سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان عاملی دردآور اما زیبا یاد میکند و به مفاهیمی مانند توبه، جنگ و صلح، و نقش طبیعت در زندگی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند توبه و جنگ نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۴۳ - بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
بلبلی نیست دل خسته که نالان نشود
داغ عشق تو گلی نیست که خندان نشود ۱
توبه کرد آنکه زهم صحبتی دختر رز
مرد باشد اگر از کرده پشیمان نشود ۲
جنگ را خوی تو داده است در آفاق رواج
مهر با صبح چرا دست و گریبان نشود ۳
صبر را لنگر خود ساز که در لجهٔ عشق
زورقی نیست که سیلی خور طوفان نشود ۴
سایهٔ کیست که در تربیت گل کو شد
قد رعنای تو گر سرو گلستان نشود ۵
هیچکس بهره ای از نکهت زلفش نبرد
گر نسیم سحری سلسله جنبان نشود ۶
چشم پرحرف تو در فکر سخن پردازیست
از چه جویای تو امروز غزلخوان نشود ۷
داغ عشق تو گلی نیست که خندان نشود ۱
توبه کرد آنکه زهم صحبتی دختر رز
مرد باشد اگر از کرده پشیمان نشود ۲
جنگ را خوی تو داده است در آفاق رواج
مهر با صبح چرا دست و گریبان نشود ۳
صبر را لنگر خود ساز که در لجهٔ عشق
زورقی نیست که سیلی خور طوفان نشود ۴
سایهٔ کیست که در تربیت گل کو شد
قد رعنای تو گر سرو گلستان نشود ۵
هیچکس بهره ای از نکهت زلفش نبرد
گر نسیم سحری سلسله جنبان نشود ۶
چشم پرحرف تو در فکر سخن پردازیست
از چه جویای تو امروز غزلخوان نشود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۲ - عجزم از عشق محال است عنان تاب شود
گوهر بعدی:شماره ۶۴۴ - ز روز حشر شهید ترا چه بیم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.