خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، ستایش اهل کمال، درد فراق، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از معشوقی میگوید که از مستی خود بیخبر است و از درد عشق و فراق سخن میراند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم کامل داشته باشد.
شماره ۶۳۰ - چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
چه مایه فیض کزان لعل تر نمی گیرد ۱
بکن ستایش اهل کمال در غیبت
که روی آینه را کس به زر نمی گیرد ۲
بود زسرمهٔ آهم فروغ دیده مهر
که این چراغ به هر شعله در نمی گیرد ۳
بتی که نیست خبردار خویش از مستی
چه می شود اگر از ما خبر نمی گیرد ۴
مدار چشم رهایی زتنگنای تنش
دلی که دامن آه سحر نمی گیرد ۵
بجاست بلبل اگر صبح و شام می نالد
بلاست عشق نگاری که زر نمی گیرد ۶
اگر نه آتش می در میان بود جویا
میان عاشق و معشوق در نمی گیرد ۷
چه مایه فیض کزان لعل تر نمی گیرد ۱
بکن ستایش اهل کمال در غیبت
که روی آینه را کس به زر نمی گیرد ۲
بود زسرمهٔ آهم فروغ دیده مهر
که این چراغ به هر شعله در نمی گیرد ۳
بتی که نیست خبردار خویش از مستی
چه می شود اگر از ما خبر نمی گیرد ۴
مدار چشم رهایی زتنگنای تنش
دلی که دامن آه سحر نمی گیرد ۵
بجاست بلبل اگر صبح و شام می نالد
بلاست عشق نگاری که زر نمی گیرد ۶
اگر نه آتش می در میان بود جویا
میان عاشق و معشوق در نمی گیرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۹ - سوار شو که جمالت یکی شود
گوهر بعدی:شماره ۶۳۱ - گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.