خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از زیبایی معشوق، درد عشق، و امید به رهایی سخن می‌گوید. شاعر از تشبیهات زیبا مانند جمال معشوق به نگین، زلف او به دام، و دل‌سوختگی به دریا استفاده کرده است. همچنین، مفاهیمی مانند صبر در برابر رنج عشق و امید به روشنایی پس از تاریکی بیان شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۲۹ - سوار شو که جمالت یکی شود

سوار شو که جمالت یکی شود
خوش آب و رنگ شود چون نگین سوار شود ۱

ز تار زلف دل ما به دام شانه فتاد
که مرغ رشته به پا صید شاخسار شود ۲

به دلخراشی هر خار بایدم تن داد
مرا که نکهت گب بر دماغ بار شود ۳

کسی که سرکشی از چشم مردمش انداخت
به دیده جای بیابد اگر غبار شود ۴

زسوز عشق، مددجوا که عقدهٔ دل را
اگر گداخته شد بحر بی کنار شود ۵

چو غنچه خندهٔ مستی بزیر لب دارد
دلی که سرخوش پیمانهٔ بهار شود ۶

نشان آبله افزود حسن روی ترا
که چون ستاره شود مه یکی هزار شود ۷

زتیره روزیم امیدها بود جویا
رخ سمر ز نقاب شب آشکار شود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - غنچه در صحن چمن دل را نه آسان واکند
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - چه کامها که قدح از تو برنمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.