خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و احساسات شدید خود سخن میگوید. او از گرمی آه و اشکهایش میگوید که مانند تیر از چشمانش جاری میشود و از تأثیر زیبایی معشوق بر خود مینالد.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان با سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر میکند.
شماره ۶۱۶ - زمی حسن فرنگش چون به فکر آب و رنگ افتد
زمی حسن فرنگش چون به فکر آب و رنگ افتد
چنان رخسارش افروزد که آتش در فرنگ افتد ۱
اگر زخم تو ننوازد مرا از گرمی آهم
چنان کز نوک مژگان اشک پیکان از خدگ افتد ۲
چنان رخسارش افروزد که آتش در فرنگ افتد ۱
اگر زخم تو ننوازد مرا از گرمی آهم
چنان کز نوک مژگان اشک پیکان از خدگ افتد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۵ - از آن گلگشت با غم بر سر فریاد می آرد
گوهر بعدی:شماره ۶۱۷ - نه همین عشق سر و تن دل و جان را هم خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.