خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گلگشتی یاد میکند که با غم همراه است و خندههای گلها را به یاد میآورد. او با حسرت و اندوه، مانند برگی که باد از بوستان میبرد، دلش را بر زمین میافکند.
متن دارای مضامین عاطفی و شاعرانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان کمسن دشوار باشد.
شماره ۶۱۵ - از آن گلگشت با غم بر سر فریاد می آرد
از آن گلگشت با غم بر سر فریاد می آرد
که سیر اومرا از خندهٔ گل یاد می آرد ۱
به حسرت لخت دل از جیب آهم بر زمین آید
چو آن برگ گلی کز بوستانش باد می آرد ۲
که سیر اومرا از خندهٔ گل یاد می آرد ۱
به حسرت لخت دل از جیب آهم بر زمین آید
چو آن برگ گلی کز بوستانش باد می آرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - از خطش آیینهٔ عارض مکدر می شود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - زمی حسن فرنگش چون به فکر آب و رنگ افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.