خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از رفتن معشوق و باقی ماندن خاطراتش بر دیوارهای ذهن خود مینالد. او به مجنون اشاره میکند و بیان میکند که حتی پس از مرگ نیز یاد و خاطره عشق باقی میماند. همچنین، شاعر از تأثیر عشق بر زندگی خود میگوید و آن را با پروانهای که به دور شمع میگردد و میسوزد، مقایسه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و جنون، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۹۶ - رفتی و نقش فنایت زیب آن کاشانه ماند
رفتی و نقش فنایت زیب آن کاشانه ماند
صورت حال تو بر دیوار این دیوانه ماند ۱
گرچه مجنون رفت از دنیا ولی هر گرد باد
گرده ای از صورت احوال آن دیوار ماند ۲
بر سر خود ریخت شمع بزم از تأثیر عشق
هر قدر خاکستر از بال و پر پروانه ماند ۳
صورت حال تو بر دیوار این دیوانه ماند ۱
گرچه مجنون رفت از دنیا ولی هر گرد باد
گرده ای از صورت احوال آن دیوار ماند ۲
بر سر خود ریخت شمع بزم از تأثیر عشق
هر قدر خاکستر از بال و پر پروانه ماند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - در سینه آنچه این دل مایوس می کند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - بسکه از آهم هوا امشب کدورتناک بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.