خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، احساسات عمیق عشق و جدایی را با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، گلاب، دریا و موج بیان میکند. شاعر از تضادهای دنیوی مانند شاهی و فقیری، و همچنین از مفاهیمی مانند اضطراب، فراق و صفای باطن سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۵ - با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
زان روی با سرشکم بوی گلاب باشد ۱
گر شاهی از فقیری است دارد نمود بی بود
پست و بلند دنیا موج سراب باشد ۲
در آینه ز شوق رخسار با صفایش
جوهر چو موج دریا در اضطراب باشد ۳
هر قطرهٔ سرشکم گشته محیط آهی
چشمم شب فراقت چشم حباب باشد ۴
پوشیده کی بماند کلفت زصاف باطن
چینهای موج جویا بر روی آب باشد ۵
زان روی با سرشکم بوی گلاب باشد ۱
گر شاهی از فقیری است دارد نمود بی بود
پست و بلند دنیا موج سراب باشد ۲
در آینه ز شوق رخسار با صفایش
جوهر چو موج دریا در اضطراب باشد ۳
هر قطرهٔ سرشکم گشته محیط آهی
چشمم شب فراقت چشم حباب باشد ۴
پوشیده کی بماند کلفت زصاف باطن
چینهای موج جویا بر روی آب باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۴ - نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
گوهر بعدی:شماره ۵۵۶ - نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.