خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و متناقض شاعر است که در آن دل آشفته، امیدواریهای پنهان، و تضادهای درونی به تصویر کشیده شدهاند. شاعر از طبیعت و عناصری مانند گل، تیغ، و شمع برای بیان مفاهیم عاطفی و فلسفی استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عاشقانهی سنگین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۲۳ - دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد
دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد
که شاخ گل به چشمم حکم تیغ خونفشان دارد ۱
بود در پردهٔ نومیدیم امیدواریها
که در خود هر گره چون غنچه ناخنها نهان دارد ۲
بلغزد پای دلها بسکه سوی پستی فطرت
زمین در دیدهٔ مردم شکوه آسمان دارد ۳
نمی باشد دو رنگی در طریق راستان جویا
که شمع بزم در دل هر چه دارد، بر زبان دارد ۴
که شاخ گل به چشمم حکم تیغ خونفشان دارد ۱
بود در پردهٔ نومیدیم امیدواریها
که در خود هر گره چون غنچه ناخنها نهان دارد ۲
بلغزد پای دلها بسکه سوی پستی فطرت
زمین در دیدهٔ مردم شکوه آسمان دارد ۳
نمی باشد دو رنگی در طریق راستان جویا
که شمع بزم در دل هر چه دارد، بر زبان دارد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۲ - پای بر آسودگان خواب راحت می زند
گوهر بعدی:شماره ۵۲۴ - آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.