خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و توصیفی، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تاک سرو، برگ غنچه، و ساغر می، شاعر حس شور و عشق خود را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و تصاویر شاعرانه است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. درک عمیقتر از احساسات و استعارههای به کار رفته نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸۷ - سراپا را چو در رخت زمردفام می پیچد
سراپا را چو در رخت زمردفام می پیچد
به خود چون تاک سرو از رشک آن اندام می پیچد ۱
حیا دارد لبش را اینقدرها کم سخن با ما
چو برگ غنچه از شرمش زبان در کام می پیچد ۲
چو عکس لعل او در ساغر می آتش اندازد
ز بیتابی به خود گرداب آسا جام می پیچد ۳
شکست امروز خم از سنگ جورش محتسب را بین
که بر بیدست و پایی با هزار ابرام می پیچد ۴
گلوی تر نسازد باده جویا دور از آن محفل
می ام گرداب سان بی لعل او در کام می پیچد ۵
به خود چون تاک سرو از رشک آن اندام می پیچد ۱
حیا دارد لبش را اینقدرها کم سخن با ما
چو برگ غنچه از شرمش زبان در کام می پیچد ۲
چو عکس لعل او در ساغر می آتش اندازد
ز بیتابی به خود گرداب آسا جام می پیچد ۳
شکست امروز خم از سنگ جورش محتسب را بین
که بر بیدست و پایی با هزار ابرام می پیچد ۴
گلوی تر نسازد باده جویا دور از آن محفل
می ام گرداب سان بی لعل او در کام می پیچد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۶ - در این صحرا به گوشم شور محزونی نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۴۸۸ - امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.