خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، درد فراق، مستی و وحدت سخن می‌گوید. شاعر از جوشش اشک، دوری معشوق، تأثیر عشق بر هستی و مستی ناشی از شراب و طبیعت صحبت می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۶۳ - از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد

از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
آفتاب از پردهٔ چشمم توان غربال کرد ۱

می کند با هستی حیرت نصیب بزم عشق
دوری او آنچه در آیینه با تمثال کرد ۲

باده ام را ریخت بر خاک و مرا کشت از خمار
محتسب خون مرا آخر چنین پامال کرد ۳

در بهاران هر قدر بر مستی بلبل فزود
جام گل را از شراب رنگ مالامال کرد ۴

بسکه در وحدت سرای عشق یک رنگ تو شد
باده نوشیهای جویا گونه ات را آل کرد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۲ - بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۶۴ - سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.