خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که درد و رنج عاطفی را بیان می‌کند. شاعر از زخم‌های روحی خود می‌گوید و از این که کسی نمی‌تواند مرهمی بر دردهایش باشد، اظهار ناراحتی می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به تنهایی، دوری از معشوق و رنج‌های عاشقانه دارد.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۴۴ - با زخم ما مباد کسی مرهمی کند

با زخم ما مباد کسی مرهمی کند
ما را اسیر ننگ غم بی غمی کند ۱

همسایه را ز پهلوی همسایه فیضهاست
خون جگر به زخم دلم مرهمی کند ۲

فانوس بزن تو بی تو ز بس گشته است
در بر چو چرخ پیرهن ماتمی کند ۳

از بهر خشک کردن دامان تر مرا
روز جزا صد آتش دوزخ کمی کند ۴

نزدیکی از مصاحبتت دورم افکند
محروم بزم وصل توام محرمی کند ۵

دلسوزی سرشک مرا بین که هر سحر
با کشت برق دیدهٔ من شبنمی کند ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - دل از بس سوی رخسار تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.