خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان محدودیتهای زبان و بیان در توصیف مفاهیم عمیق مانند عشق و حقیقت میپردازد. شاعر اشاره میکند که برخی تجربیات و احساسات فراتر از کلمات هستند و تنها با شوق و دل میتوان به آنها نزدیک شد. همچنین، متن به اهمیت عشق و اشتیاق درونی و نالههای صادقانه اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۷ - توصیف تو از بشر نیاید
توصیف تو از بشر نیاید
در کسوت گفت در نیاید ۱
بی معنی عشق همچو تصویر
از عالم رنگ برنیاید ۲
معنی حقیقت از بزرگی
در قالب لفظ در نیاید ۳
گر شوق لقای او نباشد
آیینه ز سنگ برنیاید ۴
مژگان تو کرده با رگ جان
کاری که زنیشتر نیاید ۵
عکسی است خیال او که هرگز
زآیینهٔ دل بدر نیاید ۶
در هیچ دلی اثر ندارد
آن ناله که از جگر نیاید ۷
شادم به نسیم کویش آنهم
گر شام آید سحر نیاید ۸
از جرگهٔ مردمی برآید
هر کس با خویش برنیاید ۹
کاری که زدل تپیدن آید
جویا از بال و پر نیاید ۱۰
در کسوت گفت در نیاید ۱
بی معنی عشق همچو تصویر
از عالم رنگ برنیاید ۲
معنی حقیقت از بزرگی
در قالب لفظ در نیاید ۳
گر شوق لقای او نباشد
آیینه ز سنگ برنیاید ۴
مژگان تو کرده با رگ جان
کاری که زنیشتر نیاید ۵
عکسی است خیال او که هرگز
زآیینهٔ دل بدر نیاید ۶
در هیچ دلی اثر ندارد
آن ناله که از جگر نیاید ۷
شادم به نسیم کویش آنهم
گر شام آید سحر نیاید ۸
از جرگهٔ مردمی برآید
هر کس با خویش برنیاید ۹
کاری که زدل تپیدن آید
جویا از بال و پر نیاید ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - جگر در تشنگی جان بخشیی کز آب می بیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.