خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه از زبان شاعری بیان میشود که در دل شب با یاد خدا و معشوق، احساسات عمیق خود را بروز میدهد. شاعر از مفاهیمی مانند دعا، عجز، جفا و امید سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند قمری مست، خاکستر بر هوا و سرو بلند، احساسات خود را به تصویر میکشد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۶ - شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند
شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند
در دل شب چون زلب نام خدا گردد بلند ۱
قمری مستی ست پنداری به پرواز آمده
چون کف خاکستر ما بر هوا گردد بلند ۲
صفحهٔ تصویر سازد پرده های گوش را
چون به یاد عارضی فریاد ما گردد بلند ۳
بی تو سرو آه از بالای ضعف پیکرم
همچو قد کودکان در سالها گردد بلند ۴
سرو او چون جلوه پیرایی کند در صحن باغ
نخل را از هر ورق دست دعا گردد بلند ۵
بر مآل کار خود غیر از کف افسوس نیست
هر کجا بر عاجزی دست جفا گردد بلند ۶
این به طور آن غزل جویا که خان فرموده اند
گر زپای افتاده ای دست دعا گردد بلند ۷
در دل شب چون زلب نام خدا گردد بلند ۱
قمری مستی ست پنداری به پرواز آمده
چون کف خاکستر ما بر هوا گردد بلند ۲
صفحهٔ تصویر سازد پرده های گوش را
چون به یاد عارضی فریاد ما گردد بلند ۳
بی تو سرو آه از بالای ضعف پیکرم
همچو قد کودکان در سالها گردد بلند ۴
سرو او چون جلوه پیرایی کند در صحن باغ
نخل را از هر ورق دست دعا گردد بلند ۵
بر مآل کار خود غیر از کف افسوس نیست
هر کجا بر عاجزی دست جفا گردد بلند ۶
این به طور آن غزل جویا که خان فرموده اند
گر زپای افتاده ای دست دعا گردد بلند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۵ - چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
گوهر بعدی:شماره ۴۰۷ - توصیف تو از بشر نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.