خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوع عشق الهی و سلوک معنوی میپردازد. شاعر از دلدادگی، سوختن در راه عشق، وحدت با معشوق و رسیدن به حقیقت سخن میگوید. او اشاره میکند که تنها با گذشتن از خود و پذیرش رنجها میتوان به وصال رسید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
شماره ۳۶۷ - هر دلی کز دست شد پابست اوست
هر دلی کز دست شد پابست اوست
پای بست حسن بالا دست اوست ۱
سوختن صد داغ بر دل در دمی
کارهای عشق آتش دست اوست ۲
ناوکش جست از دل و من بی خبر
نقد جان مزد صفای شست اوست ۳
نه همین چرخ است ازو در وجد و حال
کف به لب آورده دریا مست اوست ۴
هر که او جویا ز خود وحشت نکرد
راه صحرا کوچهٔ بن بست اوست ۵
پای بست حسن بالا دست اوست ۱
سوختن صد داغ بر دل در دمی
کارهای عشق آتش دست اوست ۲
ناوکش جست از دل و من بی خبر
نقد جان مزد صفای شست اوست ۳
نه همین چرخ است ازو در وجد و حال
کف به لب آورده دریا مست اوست ۴
هر که او جویا ز خود وحشت نکرد
راه صحرا کوچهٔ بن بست اوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۶ - رقص او تنها نه گرم پیچ و تابم کرده است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۸ - چشم از عارض او خون جگر اندودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.