خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی احساسات شاعرانه و عشق الهی را بیان میکند. شاعر از عشق و شوق به معشوق، نالههای حیرتانگیز، و حالات روحانی خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند محشر، نور، و صلح درونی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارند تا بهطور کامل درک شوند.
شماره ۳۳۴ - لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
چشم مخمور بتان خواب فراموش من است ۱
آفتاب من بیا کز شوق هم آغوشی ات
چون مه نو آنچه از من مانده آغوش من است ۲
نالهٔ حیرت نصیبان را زبان دیگر است
شور صد محشر نهان در وضع خاموش من است ۳
در ره فخریه پر بالا دوی محمود نیست
ورنه گردون از مه نو حلقه در گوش من است ۴
از نگاه گرم خود ترسم شود چون شمع آب
بسکه نور شرم با شوخ قدح نوش من است ۵
با شنیدن صلح از گفتن کنند اهل کمال
غنچه بودم گل شدم جویا دهن گوش من است ۶
چشم مخمور بتان خواب فراموش من است ۱
آفتاب من بیا کز شوق هم آغوشی ات
چون مه نو آنچه از من مانده آغوش من است ۲
نالهٔ حیرت نصیبان را زبان دیگر است
شور صد محشر نهان در وضع خاموش من است ۳
در ره فخریه پر بالا دوی محمود نیست
ورنه گردون از مه نو حلقه در گوش من است ۴
از نگاه گرم خود ترسم شود چون شمع آب
بسکه نور شرم با شوخ قدح نوش من است ۵
با شنیدن صلح از گفتن کنند اهل کمال
غنچه بودم گل شدم جویا دهن گوش من است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.