خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عاشقانه و گرمای عشق میپردازد. شاعر از گرمای مهر معشوق در دلش سخن میگوید و اشاره میکند که حتی سردی و جفای معشوق نیز برایش گرم و دلچسب است. او همچنین از تأثیر عشق بر محیط اطرافش میگوید و اینکه هرجا باشد، به خاطر عشق، آنجا برایش گرم و دلنشین است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۵ - مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
به التفات کرم سرد و با جفا گرم است ۱
زتاب آه جگر خستگان او خورشید
سربرهنه به سر می برد هوا گرم است ۲
به دستیاری عشق تو چون فتیلهٔ داغ
به هر کجا که نشینیم جای ما گرم است ۳
به التفات کرم سرد و با جفا گرم است ۱
زتاب آه جگر خستگان او خورشید
سربرهنه به سر می برد هوا گرم است ۲
به دستیاری عشق تو چون فتیلهٔ داغ
به هر کجا که نشینیم جای ما گرم است ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - عالم آب است جام می زدست ما شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.